تبليغاتX
كوچه پشتی
زاهدبودم ترانه گویم کردی/سرحلقه بزم و باده جویم کردی/سجاده نشین باوقاری بودم/بازیچه کودکان کویم کردی
سال و ماه و روز تو چرا چنان / روز و ماه و سال من، چرا چنین (قیصر امین پور) 

نوشته ای که این پایین می بینین، ای میلیه که محمد گلزاری سردبیر سپیده دانایی در جواب نوشته قبلیم فرستاده.

من فعلا هیچی نمی گم تا بعد...

اگه دلتون خواست، خوشحال می شم که شما هم توی این صحبتا شریک باشین...

ضمنا به این خاطر تو گروه "پریشان گویی ها" قرارش دادم که مطلب قبلی خودم رو تو همون گروه نوشتم. خدای نکرده فکر نکنین قصد دیگه ای بوده.

همین. یاعلی مدد.

***

برادر مهدي سلام

 

مطلب قابل تامل و نقادانه شما را درباره پرونده شهيد آويني در ماهنامه سپيده دانايي خواندم. نكاتي به ذهنم رسيد كه خدمتتان عرض مي‌كنم.

به نظرم از پرونده شهيد آويني در هفته نامه شهروند كمي دلخوريد و بعد تصميم گرفتيد درباره مطالب مندرج در دو نشريه سپيده دانايي و شهروند يك قضاوت داشته باشيد. فارغ از قضاوت درباره مطالب شهروند تنها به ذكر دلايل پرداختن ماهنامه سپيده دانايي به پرونده آويني مي‌پردازم:

 

1- مهمترين رويكرد مطالب مندرج، طرح يك دوره سانسور شده از زندگي شهيد آويني است كه به شناخت سير تحول شخصيت او كمك مي‌كند. آيا شهيد آويني يك انسان قدسي و غيرقابل دسترسي است كه هيچكس حق ندارد به حريم او وارد شود؟ آيا شما و ديگر برادران بزرگوار روحاني و متدين براي ما مردم عادي داستان "حر" را بارها تعريف نكرده‌ايد؟ اين داستان را شنيده‌ايم كه فقط اشكي ريخته باشيم يا درسي نيز بگيريم؟

2- آويني چگونه متحول شد؟ ببخشيد اصلا قرار نيست آويني را بررسي كنيم كه خداي نكرده به كسي بربخورد. فضيل عياض چگونه متحول شد؟ حربن يزيد رياحي چطور؟ خيلي در تاريخ نگرديم. روژه گارودي چگونه متحول شد؟ لگن هاوسن چگونه؟ احمد حنيف؟ خولو سزار مارتينز؟  و ...

من چرا متحول نمي‌شوم، دوستانم؟ اينهمه بچه مذهبي مسجدرو چرا تحول خاصي پيدا نمي‌كنند؟ چرا مردم معمولي اينهمه زيادند و تحول يافتگان اينهمه اندك؟ و...

حالا اجازه مي‌دهيد كه بپرسيم كامران آويني چگونه سيد شهيدان اهل قلم شد؟

3- بياييم ساده‌انگاري را كمي كنار بگذاريم. آيا شخصيت تحول‌يافتگان با افراد معمولي هيچ تفاوتي ندارد؟ در اينكه هر تحولي يك نقطه عطف دارد ترديدي نيست. امام حسين(ع) بدون شك علت العلل تحول حر است همان‌گونه كه امام خميني براي شهيد آويني. ولي آيا امام حسين(ع) با ديگر افراد حاضر در حادثه عاشورا سخن نگفت؟ نعوذبالله آيا امام تاثير كلام نداشت؟ چرا يك نفر حر  شد و هزاران نفر ديگر بر حضرت شمشير كشيدند؟ آيا نبايد اين تفاوتها را بررسي كرد؟ داستان خطبه متقين را هم كه مي‌دانيم. چرا يكي با شنيدن كلام امام از دست مي‌رود و من و امثال من بارها اين خطبه را مي‌خوانيم و راه خودمان را مي‌رويم؟ انقلاب اسلامي و امام خميني(ره) قطعا دليل اصلي تغيير شهيد آويني است ولي آيا اين بزرگوار حرف خصوصي در گوش آويني گفت و او را متحول كرد و اين حرف را به هزاران مدعي ديگر نگفت كه امروز بر سر سفره آن بزرگوار نشسته‌اند و نمكدان مي‌شكنند و مي‌گويند ايهاالناس انقلاب اين است و اسلام اين است و ....

ما نخواستيم با آويني كار سياسي بكنيم كه براي خوشايند عده‌اي از اختلاف او با وزير ارشاد وقت حرف بزنيم و براي خوشايند عده‌اي ديگر، از فلان روزنامه مدعي دفاع از آويني و شهيدان بگوئيم كه چگونه در زمان حيات آويني با او برخورد مي‌كرد.

4- پرونده ما براي روشنفكران و سياسيون نبود. براي بچه مذهبي‌هاست. براي ما كه مملو از هنجارها و رفتارهاي متنقاضيم. براي من كه فكر مي‌كنم هر گناهي مي‌توان كرد و با يك اشك براي امام حسين(ع) همه گناهانم پاك مي‌شود و از در هيات كه بيرون مي‌آيم روز از نو، روزي از نو. پرونده براي امثال من است كه مدام به دنبال فلان مداح مي‌گردم تا بگويم عاشورا هيات فلاني بودم و از فرداي عاشورا امام حسين(ع) را فراموش مي‌كنيم. اين پرونده براي آن دسته از بچه مذهبي‌هاست كه كلاس اخلاق فلان بزرگوار سالها مي‌روند و هر روز بر حجم عجب و غرورشان افزوده مي‌شود و هيچ تحولي نمي‌كنند. نوشته بودي كه " هرچي بوده كه بوده" درست ولي آويني در وجودش چه داشته كه هرچه بوده‌ي او به شهادت منتهي مي‌شود و هرچي بوده‌ي ما به روزمرگي و ....

اين پرونده در واقع تلنگري است براي ما كه سرنوشتمان معلوم است." خسر الدنيا و الاخره".

5- مطلبت كمي شتابزده بود، خداي نكرده تو دوست بزرگوار را به بي‌انصافي متهم نمي‌كنم، معتقدم ما را و ديگران را با يك چشم نگريستي. سرمقاله را خوانده بودي؟  از مصاحبه دكتر اميدوار و شهرزاد بهشتي فقط نقاشي و شعر و روي چمن نشستنش را ديدي؟ آيا دوستان قديمي آويني از انقلاب و امام به عنوان نقطه تحول اين شهيد مظلوم ياد نكرده بودند؟ دوباره بازگرد و گفت‌وگوها را مطالعه كن.

6-  نوشته بودي آش اينقدرها هم شور نيست. باور كن آش شورتر از اين حرفاست. شور كه سهل است اين ديگ فرهنگ آشش ته گرفته، سوخته؛ به شورش راضي هستيم، يكي به خورد نسل بعد از انقلاب، آش شور بدهد، آش بي‌نمك بدهد، يك غذايي بدهد كه نميرد از گرسنگي، باور كن خسته شديم از اينهمه فولكسي كه با ما دادند و از صداي ابوعطايش فهميديم قورباغه‌است كه آن را رنگ كرده‌اند. در كدام كارخانه؟ در كارخانه‌اي به نام دين، به نام ايران، به نام آزادي به نام شهدا به نام ملي‌گرايي و ....

7- اصلا به ما نسل جوان چه ربطي دارد كه چرا ميرفتاح و افخمي و فراستي و .... بعد از شهادت آويني از روايت فتح فراري شدند؟ به ما نسل جوان چه ربطي دارد كه چه نيروي جاذبه‌اي تا زمان حيات آويني بر موسسه حكم فرما بود و چه نيروي دافعه‌اي بعد از شهادتش آنجا سايه افكند. باشد ساكت مي‌شويم دهانمان را مي‌بنديم ولي اجازه بدهيد اين سوال را بپرسيم كه با اين شيوه تبليغ شهيد آويني چند جوان مثل او شدند و راهش را ادامه دادند؟ چند آويني ديگر تحويل جامعه شده است؟ 15 سال تبليغ يكسويه آويني چه كسي را متحول كرد؟ درِ تحول بسته شده است؟ بهتر نيست كمي‌ ترس و توهم توطئه سوءاستفاده نامحرمان و بيگانگان را كنار بگذاريم و اجازه بدهيم  دلسوزاني بيايند و با نگاهي نو آويني را براي جوانان تحليل كنند. از اينكه شهامت از "حاتمي‌كيا"ها گرفته شده كه بگويد قلمم جسارت پرداختن به گذشته آويني را ندارد بايد افسوس خورد يا شاد بود؟

 8- باور دارم كه  "نظام نمي‌ترسه كه كامران، آويني بشه". اين كه خوب است حتي نمي‌ترسد كه آويني كامران بشود ، نظام خيلي سرش شلوغ است، خيلي دغدغه‌هايش بزرگتر از اين حرفهاست. كارهاي نظام را بهتر است در وبلاگ حاج آقاي زائري دنبال كنيم!

9- راستي از حاج آقاي زائري حرف آمد و تقبل الله گفتنش به بند 18 مطلبت. آيا قرار است باز از انفجار نور بودن انقلاب حرف بزنيم.  اينهمه كلي حرف زدن كافي نيست. من به عنوان يك معلم تاريخ معاصر وقتي به درس انقلاب اسلامي مي‌رسم نمي‌دانيد چقدر عذاب مي‌كشم كه از انقلاب و امام دفاع كنم. چرا؟ چون فقط براي نسل جوان و نوجوان كلي‌گويي كرده‌ايم و نخواستيم مصداق بياوريم كه تاثير اين انقلاب اين بود. برادر مهدي اگر پرونده ما را درست مطالعه كنيد خواهيد ديد كه گفته‌ايم آويني در شخصيتش عناصري دارد كه او را متحول مي‌كند و سرمنشا اين تحول امام و انقلاب است كه با شخصيت سالم اما متفاوت او در قبل از انقلاب پيوند مي‌خورد و مي‌شود سيد شهيدان اهل قلم. البته نگاه شما تقبل الله دارد و نگاه حاج آقا زائري به امام كه در خانه منتشر شد و همه مي‌دانيم تبارك الله. اميدوارم هم شما يك‌بار ديگر پرونده ما را كامل بخوانيد و هم حاج آقا زائري فرصت كنند نگاهي به مجله بيندازند و بعد...

10- بخش پاياني سرمقاله ماهنامه سپيده دانايي را با عنوان " امتياز بي‌قراران" مي‌آورم تا با نگاه ما بيشتر آشنا شويد. اميدوارم شما و دوستاني كه نظر مي‌گذارند اين فرصت را داشته باشند كه تمام سرمقاله را بخوانند.

 

"... نيمه پنهان شهيد آويني نه نيمه پر از انحرافي است كه گروهي كينه‌توز بخواهند با افشاي آن از سرمايه‌هاي انقلاب انتقام بگيرند، نه نيمه سياهي است كه عده‌اي موج‌سوار منفعت‌جو بخواهند آن را پنهان كنند و نه نشاني از شهامت او در بيراهه رفتن و تجربه كردن خطاهاي فكري و اخلاقي است كه دوستانش اصرار داشته باشند براي ستيز با مقدس‌مآبي آن را آشكار كنند، بلكه نقطه تحولي است در مسير صيرورت انساني جستجوگر كه اصيل بود نه ساختگي و به خاطر همان اصالت صادقانه با خود و مردم روبرو مي‌شد و بي‌قراري و آزادگي را بر ايستايي و آرامش كاذب ترجيح مي‌داد.

اي سرو پاي بسته به آزادگي مناز

آزاده من كه از همه عالم بريده‌ام"

 

يا علي مدد

محمد گلزاري

سردبير ماهنامه سپيده دانايي

|+| نوشته شده توسط میم. غریب در پنجشنبه 12 اردیبهشت1387 | موضوع: پریشان گویی ها