تبليغاتX
كوچه پشتی
زاهدبودم ترانه گویم کردی/سرحلقه بزم و باده جویم کردی/سجاده نشین باوقاری بودم/بازیچه کودکان کویم کردی
موجیم و وصل ما از خودبریدن است/ساحل بهانه ای است رفتن رسیدن است(قیصرامین پور) 

ظاهر جلوه باطن است و حجاب او، و اهل نظر می دانند که اگر روزی حتی اگر قرار شود که تاریخ حقیقی حیات ظاهری بشر را بنویسند باید آن را بر اساس تحولات باطنی انسان در طول تاریخ یعنی تاریخ دین و یا تاریخ انبیاء معنا کنند. باید تاریخ جهان را از نو نگاشت تا انسان بداند که حقیقتا بر او چه گذشته است.

سید شهیدان اهل قلم - سید مرتضی آوینی

می خواستم زودتر از اینا یه چیزی بنویسم ولی مخصوصا صبر کردم تا چند روز بگذره و نظر بقیه رو هم ببینم و بدونم.

قبل از هر چیز از محمد گلزاری و رضا اسد زاده تشکر می کنم. و هم به خاطر نگرانی هاشون، دغدغه هاشون، دلسوزیاشون، توجهشون و بچه حزب اللهی بودن و بچه مذهبی بودنشون دستشونو می بوسم و واقعا دعا می کنم که توفیقاتشون روز به روز بیشتر بشه. بعد هم از همه بزرگانی که "کوچه پشتی" رو با کامنتاشون چراغونی کردن ممنونم. مخصوصا حاج آقای زائری...

اما بعد...

جوابیه محمد گلزاری رو چند بار خوندم. دوباره سراغ سپیده دانایی هم رفتم. مطلبم نه تنها شتابزده بود که پراکنده و پریشون هم بود. اما ناراحتیم از شهروند امروز رو سر سپیده دانایی خالی نکردم. که اتفاقا برعکس، از سپیده دانایی ناراحت می شم چون داعیه اصلاح و تربیت داره، چون دکتر گلزاری مدیریتشو رو به دوش می کشه، چون محمد گلزاری برای من می نویسه که مخاطبم بچه مذهبی ها هستن، چون...

با همه این اوصاف، باز هم پراکنده و پریشون چند تا نکته رو که به ذهنم می رسه تکرار می کنم:

۱- من نمی گم که بیایم گذشته آقا مرتضی رو پاک کنیم و بگیم همچین چیزی نبوده و اصلا این بنده خدا از روز اول همین بوده که بوده...

اتفاقا توی مطلب قبلی هم همینو گفته بودم.

من می گم این مرور گذشته باید یه فایده ای داشته باشه و الا به درد نمی خوره...

این که ما بیایم بگیم آقا مرتضی اون موقع چجوری بود و چیکار می کرد و چی می پوشید، چه دردی از این فرهنگی که به قول رفقا دیگش ته گرفته و سوخته دوا می کنه؟

خواهش می کنم یه بار دیگه اون بخش از نوشته آقا مرتضی رو که درباره گذشته و حال خودش نوشته رو بخونین. مخصوصا بعد از اونجایی که می گه من از یک راه طی شده با شما حرف می زنم...

۲- از حر مثال زدین و دیگر بزرگانی که راهشونو پیدا کردن.

می شه مثالی هم بزنین که توی کدوم مورد بوده که خلق الله رفته باشن آمار گذشته طرف رو پیدا کرده باشن و...

توی بخش نهم مطلب قبلی همینو گفته بودم...

۳- باز هم می گم که مهمتر تر از گذشته آقا مرتضی، تحولشه که باید بهش توجه بشه. نگاه به اون گذشته بدون دیدن تحول، همون چیزیه که دشمنای انقلاب آوینی می خوان و دوست دارن. یعنی رفتن تو راه کسایی که ایران رو بدون انقلاب می خوان، مردم رو بدون امام، دنیا رو بدون دین و...

۴- شکی نیست که برای گفتن از تحول، باید سراغ گذشته رفت. اینو قبول دارم که باید بگیم یه نفر از کجا به کجا هجرت کرده و تا نگیم کجا بوده نمی تونیم بگیم که حرکت کرده و کجا رسیده.

ولی این نگاه به گذشته باید هدفمند باشه. اگه یه صفحه از اون گذشته نوشتیم، باید یه صفحه هم از حرکته بنویسیم. اگه از حال و هوای قدیم آقا مرتضی گفتیم، حال و هواشو از زمانی که راه افتاد و تا زمانی که به هدفش -شهادت- رسید رو هم بگیم...

خدا وکیلی چقدر این انصاف مراعات می شه؟ چقدر ظاهر مطالبمون نشون می ده که این حرکته برامون مهمه؟

 ۵- حضرت امام (ره) تو این میونه کجاست؟ فقط همین که بیایم بگیم چهره مورد علاقه آقا مرتضی امام بوده و یا کتاب های امام رو می خونده و به دیگران سفارششونو می کرده و غیره کافیه؟ انقلاب حضرتش کو؟

بی معرفتی نیست؟

* حضرت امام (ره) بت های ظاهر و باطن را شکست و با انقلاب اسلامی، خانه حقیقتی را بنیان نهاد که کعبه دل های ناس است. ام القراء است، بیت عتیق است و اسوه قیام ناس که نه شرقی و نه غربی است.

*شناخت امام خمینی از ما بر نمی آید که حضرت روح الله را به دیگران بشناسانیم، او خود دلیل خویشتن است و هر که چنین است دیگران را باید به او شناخت.

* انقلاب اسلامی اصولا بیرون از عالم فرهنگی دنیای جدید وقوع یافته است.

* در جهان امروز کسی جز ما حرفی برای گفتن ندارد و این شجره نورسته مبارک انقلاب تنها نهال سبزی است که در این برهوت خشک و تشنه روییده است.

اینا جمله های شهید آوینیه.

۶- چرا فکر می کنیم گذشته آقا مرتضی داره سانسور می شه. چون مدام توی بوق و کرنا نمی شه؟ چون هی کسی نمیاد داد بزنه آی جماعت چه نشستین که آقا مرتضاتون کامران بوده؟ گذشته آقا مرتضی رو که خودش لو داده و از همون اول هم همه جا ذکر خیرش بوده و هست.

کی سانسورش کرده؟ چرا؟

اگه بخوایم اینجوری نگاه کنیم که خیلیای دیگه هم بوده و هستن که گذشته دیگری داشتن و با نفس حضرت روح الله (ره) منقلب شدن و... حالا هم حرفی از گذشته شون نیست. اونا هم دارن سانسور می شن؟

۷- نهایتا این که آقا مرتضی هم آدمه. مثل همه آدما... عاشق می شه، اشتباه می کنه، بی راه می ره، راهشو پیدا می کنه، تغییر می کنه، منقلب می شه و...

خوب! مگه اتفاقی افتاده؟ مگه دیگران نبودن؟ نمونه اش شهید همت! مگه شهید همت عاشق نشده بود؟ خاطرات همسرشو دوباره بخونیم تا یادمون بیاد آدمای آسمانی هم روی زمین زندگی می کنن. اصلا زمینین... اگه اینطور نباشه که پروازشون لطفی نداره...!

۸ - این هم که دیگران قدر آقا مرتضی رو دونستن یا ندونستن، این که دوستاشو تحویل گرفتن یا نگرفتن، این که جاذبه داشت یا دافعه، این که اوضاع حوزه هنری و دیگران قبل و بعد از آقا مرتضی چی بود و چی شد، و خیلی چیزای دیگه چه ربطی به گذشته آقا مرتضی داره؟

یه نگاه دور و اطراف خودمون بندازیم بد نیست! از فوت قیصر امین پور هنوز یک سال نمی گذره! خیلیای دیگه هم همینطور...

چطوره یه سری هم به گذشته اونا بزنیم. شاید سوژه های خوبی بودن...!

***

باز هم از دوستای خوبم که همت می کنن و سعی می کنن با نیت خالصشون کاری کنن و توی این برهوت سکوت و سکون، حرکتی داشته باشن ممنونم و از صمیم دل بهشون خسته نباشین می گم و عاجزانه ازشون می خوام که دعام کنن که برکت خدا حتما همراهشونه چون اهل حرکتند... و ... الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا...

همین. یاعلی مدد.

|+| نوشته شده توسط میم. غریب در یکشنبه 15 اردیبهشت1387 | موضوع: پریشان گویی ها