تبليغاتX
كوچه پشتی
زاهدبودم ترانه گویم کردی/سرحلقه بزم و باده جویم کردی/سجاده نشین باوقاری بودم/بازیچه کودکان کویم کردی
تا سیه روی شود هرکه در او غش باشد 
بسم الله الرحمن الرحیم

حضور محترم جناب آقای هاشمی رفسنجانی

رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام

رییس مجلس خبرگان رهبری

سردار سازندگی

ذخیره انقلاب

و

دوست، همراه، و هم سنگر ديروز، امروز و فرداي

ولی امر مسلمین جهان

مقام عظمای ولایت

رهبر معظم انقلاب اسلامی

نایب بر حق حضرت صاحب الامر و الزمان -عجل الله تعالی فرجه الشریف-

حضرت آیت الله العظمی خامنه ای -حفظه الله تعالی-

سلام علیکم

اما بعد، غرض از تصدیع اوقات شریفتان عرض تشکر و ادای احترام به حضور شریف حضرتعالی است که در این وانفسای آخرالزمانی حضورتان کمک شایانی برای امثال این کمترین، در راستای شناخت صحیح اسلام و ولایت است.

حقیقت این است که نمی توانم شعف و شادی خود را از همراه بودن دوران زندگیم با ایام زندگانی سراسر خیر و برکت حضرتعالی پنهان کنم و خداوند تبارک و تعالی را به واسطه این نعمت بزرگ شاکر و سپاسگذارم.

جناب هاشمی رفسنجانی!

این کمترین توفیق این را داشته ام که مدتی از عمر بی فایده ام را در مسیر تحصیل علوم و معارف اسلامی و شاگردی در مکتب حضرت امام جعفر صادق علیه السلام بگذرانم. روزی حضرت استاد آیت الله مجتهدی از نزدیکان حضرت آیت الله العظمی اراکی رحمت الله علیهما نقل می کردند که زمانی که آن مرجع عالیقدر برای اولین بار در زمان مرجعیتشان به حج مشرف شدند درخواست راهنما برای توضیح درباره اعمال و مناسک حج کردند که موجب سوال اطرافیان ایشان شده و در جواب فرموده بودند که مسایلی که من در رساله آورده ام نظری و فقهی است ولی اینجا نیاز به راهنمایی عملی دارم. لذا لازم است تا کسی که در این مورد آشنایی دارد مرا کمک کند.

غرض از عرض این ماجرا این بود که ما پیروان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم آلاف التهیه و الثناء همیشه از ماوقع صدر اسلام خصوصا دوران مظلومیت امیرالمونین علیه افضل الصلوات المصلین آشنایی مطالعاتی و علمی داریم و بسیاری از بزرگان سعی در بازگویی و بازگشایی ماجراها و اتفاقات آن دوران داشته و دارند.

ضمن عرض احترام به بزرگانی که عمر شریفشان را در راستای ترویج علوم آل الله قرار داده اند باید این مختصر تعریض را خدمتشان داشته باشم که: شنیدن کی بود مانند دیدن؟

رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام جمهوری اسلامی ایران!

واقعا از این که قبول زحمت فرمودید و با این خستگی مفرط از پشت سرگذاشتن عمری در مسیر انقلاب و امام -رحمت الله علیه- هنوز نقشی مهم و جدی در عرصه دین و انقلاب دارید منت دار شما هستم.

حقیقت این است که همیشه برای این کمترین این سوال بود که چگونه با وجود حجتی چون امام معصوم ممکن است افراد دچار انحطاط و گمراهی شوند و البته چگونه ممکن است کسانی که از سرچشمه برکات همنشینی و همراهی با امام معصوم نوشیده اند دل از این زلال برکنند و خود را از این نعمت گوارا محروم کنند؟

اما دیروز عصر با همت بزرگوارانه شما گویی بخش اعظمی از جواب خود را یافتم. نامه حضرتعالی پاسخ مناسبی برای این سوال چند ساله بود و من امروز مانده ام حیران که چگونه قدردان بزرگواری شما باشم؟

رییس مجلس خبرگان رهبری!

اقدام تحسین برانگیز دیروز شما برای خروج از ولایت را قدر دانسته و زحمت حضرتعالی برای تبیین جریان خروج از ولایت را محترم می دانم. شما در نامه بدون سلام و احترامتان قدم بزرگی برای آشنایی این کمترین غرقه در فتنه های آخرالزمان از روند نشناختن قدر و قامت و جایگاه ولایت برداشتید.

حضرتعالی لطف بزرگی در حق این کمترین کردید که در نامه تان جایگاه عظمای ولایت را در قد و قواره یک مقام رسمی به عنوان "رهبری" پایین آوردید و در ضمن این حرکت یادآور شدید که شما هم دست کمی از این مقام ندارید و همیشه همراه این عنوان بوده اید. شما کسی بودید که در طول تاریخ انقلاب دوشادوش این مقام رسمی در صحنه حاضر بوده و هستید.

بابت این نکته که در هیچ جایی از نامه شما نامی از ولایت برده نشده و البته در هیچ جایی از نامه تان هم اشاره ای به ولایت پذیریتان نشده، سپاس فراوان این کمترین را بپذیرید.

سپاسگذارم که در نامه تان ولایت را مختص امام راحل -قدس سره الشریف- دانسته اید و مقام معظم رهبری -حفظه الله تعالی من کل الفتن- را هادی و راهنمای دولت ها دانسته اید.

جناب هاشمی رفسنجانی!

در بخشی از نامه شما کنایه ای ابلغ از تصریح دارید که: "اينجانب و بسياري از بزرگان تأثيرگذار انقلاب و حتي خود جناب‌عالي" بابت این نکته هم بسیار ممنونم که معنای درستی از کسانی که جلوتر از ولایتند را هم ارایه کردید.

در همین راستا در بخش دیگری از نامه تان ضمن فراموشی بیانات گذشته تان مبنی بر خواسته مقام معظم رهبری از جنابعالی برای سکوت در برابر دولت، جایگاه رسمی و عنوانتان را دلیل سکوتتان دانسته اید.

جناب ذخیره انقلاب!

با توجه به سبقت حضرتعالی از مقام رهبری از این که در بخش های مختلفی از نامه تان برای ولی امر مسلمین هم تعیین تکلیف کرده اید و بدون اشاره به صلاحدید آن جایگاه معظم، خود را بیش از مقام معظم رهبری آگاه به امور و زمان دانسته اید، سپاسگذارم.

"بجاست كه به اين حقيقت هم توجه شود كه احتمالاً عوامل دولت از نظر اينجانب مطلعند كه من ادامه وضع موجود را به صلاح نظام و كشور نمي‌دانم و خود جناب‌عالي هم از اين نظر من مطلعيد و دلايل آن را هم مي‌دانيد."

سردار سازندگی!

بسیار ممنمونم که با صراحت تمام فرموده اید "اگر نظام نخواهد یا نتواند" ... "چگونه مي‌توانيم خود را از پيروان نظام مقدس اسلامي بدانيم؟"

یعنی اگر مقام معظم رهبری به عنوان ولی نظام نخواهد،

یا

مقام معظم رهبری چنان جایگاه متزلزلی در نظام داشته باشد که نتواند،

پیرو نظام مقدس اسلامی نیست. فتأمل!

ضمنا از تلاش شما برای تهدید هم تشکر می کنم.

جناب هاشمی رفسنجانی!

بخش های دیگری هم از نامه شما جای تشکر دارد که باید در مقال و مقام دیگری به آن ها پرداخت.

در پایان از بزرگواری حضرتعالی برای موارد زیر خالصانه تشکر می کنم:

۱. آشنایی با ماجراهای صدر اسلام خصوصا افرادی مانند طلحه و زبیر

۲. تفسیر المتقدم لهم مارق

۳. تعریف ماجرای همراهی و یار غار بودن بزرگانی در صدر اسلام با پیامبر و اتفاقات بعد از رحلت آن حضرت -صلوات الله و سلامه علیه-

۴. ارتد الناس بعد النبی الا الثلاث او خمس. چرا؟

۵. واقعا تعریف ولایت مطلقه فقیه چیست؟

۶. مجمع تشخیص مصلحت نظام کجاست؟

در پایان با تاسی از حضرتعالی برای اتمام عرایضم یک بیت شعر عرضه می دارم که:

ما می دانیم و تیغ و حلقوم شما

یک مو ز سر علی اگر کم گردد

|+| نوشته شده توسط میم. غریب در چهارشنبه 20 خرداد1388 | موضوع: روزمره گی ها